![]() |
![]() |
|
| نقطه تاریکی در تاریکی |
|
من نمیدونم چرا این شعر دوستها معنی بعضی شعرها رو عوض میکنن بیخودی .... به عنوان مثال : عاقبت خاک گل کوزه گران خو اهیم شد ..... اما اصل شعر اینه : عاقبت خاک گل کوزه گران خواهد شد ..... این تورم حتی به ذوق شاعر ها هم رحم نمیکنه .... بفهم که این شاعر چقدر فرهیخته بوده که در اون زمان پیش بینی کرده این چیزو .... یحتمل از نوادگان نوسرا داموس بوده ..... شایدم حاصل جنس ناب با اتیش بالا بوده .....
از فردا میخوام برم چال بخرم ... خاکشم بزنم ترک موتور مجید انبار کنم ... جفتش به درد میخوره ..... قبر شده دونه ای ۷۰۰۰۰۰ تومان ..... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زنده موندن ما از بی کفنیه پول قبر یه بزرگ نمایی برا گنده کردن خودمون والا من همین پارسال تو یه سانحه ی رانندگی تلف شدم ....۰ اما دیدم الل نمیصرفه ..... یه چیز جالب : چطور ممکنه که یه جوون اونقدر سکه تو مشتش باشه که فقط پهلون ممد ۱۲۰۰۰ تاشو بیاره ایران ؟؟؟!!!!!!!!! نه سنگ شیکوند نه مار انداخت به جون هم نه ماشین از روش رد شد ..... تو این دوره پهلونای الکی پیشرفت نکردن ..... پس رفت ملت شهید پرور به قدری بوده که باور کرده پهلون ممد با ماشین رفته تو صحن امام حسین .... حالا ما هی بگیم .... کو گوش شنوا ...... پر آب ترین سراب در نگاه خاموش ترین خورشید ...... امروز پهلون ممد با بردن اسم آقام امام حسین تونست ۱۰۰۰۰۰ تومان کاسبی کنه ..... متاسفم !!!!! |
|
+ حک شده در
ساعت 21:40 به دست مسیح |
|
|
ما قحطی زدگان فصل نعمتیم
بیچاره نیستیم که عین چاره ایم قصاب ده اگر چه بکشت ما را زار هم میچریم در ده و هم بر قناره ایم به به .... به به هر کسی که نانهای مفت خورد میتواند شعرهای خوب گفت گر دو روزی خشت اندازی کند اردک از کونش در آید جفت جفت به به .... به به ( خیلی ممنون ) گر تا نشوی تو نرود قد رعنای تو از قامت در مادرت خان کرم بود بداد از پس و پیش به یتیمان نان خویش و به امیران تن خویش به به ..... به به گر هم چو من افتاده ی این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین و گرنه بد نام شوی به به ...... به به آنان که محیط فضل و اداب شدند در جمع کمال شمع اصحال شدند ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه ای و در خواب شدند به به ..... بببه به عاقبت خاک گل کوزگران خواهیم شد به به ...... به به با این همه حرف : یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میان میدانم ارزوست به به ... به به ( تشکر ) |
|
+ حک شده در
ساعت 21:30 به دست مسیح |
|
|
هستم پس زنده ام .... زنده ام پس نفس میکشم .... زنده ام اما زندگی نمیکنم !!!!!!!
پ.ن : هوا گرمه .... سگ ها هارند ... كيش كيش نچ نچ نچ .... پ.ن : اينجا يه سره تو ارتفاعم .... اونقدر ارتفاع زياده كه ميترسم بيفتم و مستقيم پر بكشم به بهشت ((( شك نكن بهشتيم !! )))) پ.ن : بازم ميام |
|
+ حک شده در
ساعت 20:59 به دست مسیح |
|
|
دیر زمانیست که از دهانم نفس نمیکشم ولی شصت پایم هنوز زق زق میکند !!!!
|
|
+ حک شده در
ساعت 14:56 به دست مسیح |
|
|
اینجا چندان است....چند شنبه... مورخ چند چند هزارو سیصدو چند .... سالن کنفرانس ...
گوینده : خواهشنمندم سکوت را رعایت کنید .... جناب دکتر دارن تشریف میارن ... ...... آقای دکتر تشریف میارن .... جمعیت حاضر در حال سوت و کف و تشویق و پشتک و وارو و چیز ملق و سه نقطه .... جناب دکتر : سلام علیکم جمعیت حاضر : به به ....به به .... جناب دکتر : خوشحالم در خدمت شما هستم !! جمعیت حاضر : به به .... به به ... جناب دکتر : مثل این که قراره این جلسه با یه سوال شروع شه .... من در خدمتم .... یه نفر : آقای دکتر گوجه فرنگی شده کیلو ۳۵۰۰ تومان .... برنامه چیه ؟؟!! جناب دکتر : ( همراه با یه لبخند مضحک ) .... خب بیاید از دم محل ما بخرید کیلو ۱۵۰۰ جمعیت حاضر : به به .... به به !!!!؟؟؟ جناب دکتر : خب همونطور که مد نظرتون هست ما طرحهای عمرانی زیادی رو راه اندازی کردیم .... مثل همون موقع که تو شهردا... بودیم ... جمعیت حاضر : به به .... به به ؟؟؟!! جناب دکتر : میبینید که ملک هم اصلا نوسان نداشته و اجاره بها بنا بر قوانین جهانی ۵برابر درآمد خوانواده هاست .... جمعیت حاضر : به به .... به به .... جناب دکتر : از تورم هم که خبر دارید ..... این چنین ثبات قیمتی در تاریخ جهان بی سابقه بوده ... حتی در زمان هویدا ..... ما فقط در بعضی موارد ۵۰ درصد رشد تورم داشتیم .... در سایر موارد بالای ۵۰ درصد بوده ..... جمعیت حاضر : به به .... به به ؟؟؟ جناب دکتر : وجدانن طرح ارتقا امنیت ملی رو داشتید .... چقدر خوب اجرا شد ..... فقط چند مورد ضرب و جر دادن خانومها بوده که گزارش رسیده این صحنه ها ساختگی بوده .... جمعیت حاضر : به به .... به به .................. جناب دکتر : بنزین هم که خدا رو شکر در ایام نوروز مشکل ساز نشد .... لیتری چهارصد جا کردیم ... یعنی ببخشید در اختیار مردم قرار دادیم همه هم استفاده کردن .... استقبال کردن ..... جمعیت حاضر : به به .... به به !٬!!!! جناب دکتر : اوضاع احوالات انرژی سودمند هسته ای هم داره پیش میره .... فقط چند مورد تحریم داشتیم .... مهم نیست .... مثلا یکیش اینه که دیگه قطعات خودروی زانتیا وارد نمیشه .... خودروی ملی خودمون مگه چشه ؟؟ خیلی هم خوبه .... جمعیت حاضر : به به .... به به ..! جناب دکتر : وضعیت زندانها هم که مشخص .... مثل زندانهای ۵ ستاره ی دینا میمونه .... یعنی دقیقا برابری میکنه ..... جمعیت حاضر : به به .... به به ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جناب دکتر : دیدید چطور همون جور که گفته بودم سر تاپای کارگر رو طلا گرفتم ؟؟؟ جمعیت حاضر : به به .... به به !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!..... جناب دکتر : گزارشات حاکی از اینه که همه از وضعیت موجود خیلی راضیا .... این خیلی خوبه .... ما هم قصدمون همین بود .... جمعیت حاضر : به به .... به به ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ......... جناب دکتر : انشاا... تصمیم داریم در دوره ی بعد اجاره بها رو به ۱۰ برابر در آمد خوانواده ها برسونیم .... جمعیت حاضر : به به ....به به .... جناب دکتر : هم چنین فکر هایی هم در مورد تورم داریم ... جمعیت حاضر : به به .... به به .... جناب دکتر : در دوره ی بعدی در صدد ارتقا کیفیت امنیت ملی میخوایم یه جوری ردیف کنیم کسی دیگه ساعت ۸ شب به بعد از خونه بیرون نیاد جمعیت حاضر : به به .... به به !!!!!!!! جناب دکتر : اگر خدا بخواد اونو به ساعت ۷ هم میرسونیم جمعیت حاضر : به به .... به به ........!!!!!!!!! جناب دکتر : از این که در جمع شما بودم و این چنین گرم و پر شور مورد استقبال شما قرار گرفتم خیلی خوشحالم جمعیت حاضر : به به .... به به ..... جناب دکتر : اگر اجازه بدید از حضورتون مرخص میشم ..... جمعیت حاضر : به به .... به به ؟؟؟؟ جناب دکتر : مثل این که کسی دیگه عرضی نداره ... خب ما هم امری نداریم ..... امیدوارم سال خوبی داشته باشید سر شار از تورم . بی پولی . تحریم . ضرب و شتم . و کارتن خوابی .... جمعیت حاضر : به به .... به به |
|
+ حک شده در
ساعت 20:15 به دست مسیح |
|
|
در اول از همه عیده همگی مبارک و صد سال به این سالها و خلاصه از همین حرفها ......
بعد از این دوازده سیزده عیدی که در عمر خود دیدم ( زیاد جدی نگیر ..... ) این عید همچین بگی نگی یه ذره شبیه عید نبود ..... شباهتی بس عجیب به تعطیلی الودگی هوا داشت( دوران مدارس ما از این شانسها نداشتیم ) ..... از بد روزگار این یه عید و که من بی پول بودم هیچ بابایی روش نشد به من عیدی بده ..... نمیدونم چرا ؟؟؟؟!!!! ...... یا ملت خسیس شدن یا من پیر ..... ( تحقیقات ثابت کرده که عمر مفید انسان دوازده الی سیزده سال است .... بقیش مضخرف است ) ...... ماهی قرمزا نمیدونم چرا تو لگن نمیرقصیدند ..... ( ما ماهیامونو تو لگن میذاریم ) .... البته اشتبام این بود که ماهیامو از بالا شهر خریده بودم به لگن عادت نداشتن ...... دو بار سبزه انداختم کپک زد ..... هر سال سبز میشد این بار بذرارو کردن تو پاچم .... از مجید خریده بودم اخه .... شمعها امسال دود میکردن .... همه چی تقلبی شده دیگه ..... نمدونم چرا اینقدر دخترا مهریه هاشون رفته بالا ..... البته دولت تصویب کرد که بیش از دویستا سکه نباشه ..... باز خدا پدر این یارو رو بیامرزه یه حرکته مثبت انجام داد و گرنه تا چند وقت دیگه سه نفر پولدار جهان از مرد به زن تبدیل میشدن ..... چرا اینقدر ملک کشیده بالا ؟؟؟؟ من جوون پس فردا میخوام دختر مردم و بگیرم باید چادر بزنم خب .۰..... البته چادر ها هم گرونن نمیشه خرید .... رو این حساب با بالا رفتن مهریه و ملک تبریک میگم به خانوما .... همتون میترشید .... البته خدا نکنه .... همه خوشبخت شن ..... مترو چه خلوت بود این چند وقته .... جدا یه لحظه جو اروپا منو گرفت ..... فقط این خانومه اگه انگلیسی صحبت میکرد تکمیل بود .... ماشین هم گیر نمیومد البته ..... همه دنبال مسافر دربست بودن .... بر حسب اتفاق ما میخواستیم یه ماشین دربست بگیریم نه نفر بودیم هر کاری کردیم در بسته نشد !!!! ... در کل امیدوارم که سال خوبی باشه برای همه و بخصوص دوستان خوبم .... پ.ن ۱: از تمام دوستانی که زحمت کشیدن منو فراموش نکردن اومدن سر زدن و من به دلیل زیق وقت نمیتونم بهشون سر بزنم به شدت عذر خواهی میکنم .... خدایا منو ببخش ..... پ.ن۲: ان شا... به حول و قوه ی الهی سعی میکنم از این پس زود به زودتر بیام اپ کنم .... اگر خدا بخواهد .... اگر رهبر بداند .... مرگ بر ضد ولایت فقیه !!!! ....( ببخشید جو گرفت !! )) پ.ن ۳: باید یه تبریک سال نوی مخصوص بدم به شما که خودت میدونی و بگم که بیش از بیش دوست دارم .... خوش باشی ....
همگی خوش باشید ..... تا بعد تر ها ... |
|
+ حک شده در
ساعت 20:27 به دست مسیح |
|
|
تلخی ها را دیریست که چشیده ام ... دیگر بی مزه شده اند .... قاه قاه بلند مجازی فقط مزه ی تلخی آن را به بینی میرساند .... پس بلند نخند ..... گردو غبار را چه میکنی ؟؟؟؟ اشک پس از خنده گواه غم است ؟!! نمیدانم ..... پس بلند نخند ..... گریه میکنی .... دیریست که اشکهایم مخفیست .... دیریست که کسی اشکم راندیده .... پس به خود میگویم بلند نخند !!!!! اشکهایت را چه میکنی ؟؟؟
پ.ن : میگویند هوا سرد است .... ما چه کنیم که در گرمای جهنم دنیایمان میسوزیم ؟؟؟ پ.ن : از قدیم الایام میگن که مار از یه گیاهی هست بدش میاد ( خیلی بی جا کرده ) َ در خونش سبز میشه ..... حالا حکایت ما اینه که ما از سگ میترسیم َ دو روز و دو شب عین بختک از طاق افتادن تو راه من ..... البته باید ذکر شود که این ترس به زمان کودکی برمیگرده .... الهی خدا نسلشونو از رو زمین بر داره .... پ.ن : به نظر شما وجود یک اژدهای دوست داشتنی چه تاثیری تو زندگی ادما میتونه داشته باشه ؟؟ خودم میگم ..... خیلی خوبه ..... پ.ن : دوستان من پوزش میطلبم که از رو گرفتاری کم پیدا شدم ..... در کل خوش باشید ..... |
|
+ حک شده در
ساعت 19:40 به دست مسیح |
|
|
سربازی،سر بازیه سرُسُره بازی سربازی را هل داد بعد اون سر بازه کلش ترکید خون پاچید همه جا ( چقدر خشن نوشتم .... )
من از همون بچگی که این شعرو شنیدم از سربازی فراری بودم ... اما الان یکی پیدا شده میخواد به زور لباس سربازی تن من کنه .... میریم قاطی آش خورا ... بعد تو پادگان چه خبره فکر کردی ؟؟؟ میگن یا باید سیگاری شی یا باید به باد بدی .... بماند حالا چی چیو به باد باید بدی ..... به نظر من له ترین قشر جامعه سربازان وظیفه هستند .... جالب اینجاست که اسمشم میذارن خدمت .... خدمت به چی چی ؟؟؟ من نمیخوام خدمت کنم .... مگه زوره ؟؟ دو سال زندگی در حالت ایست قرار میگیره .... میری کلی ازت بیگاری میکشن بعدشم برمیگردی .... میشه با یکی دو تا پرونده خود کشی تو بیمارستان لقمان حلش کرد اما خب کارت قرمز میدن .... به هیچ دردی نمیخوره به جز اینکه چیزش کنی ... همون .... نمیدونم خلاصه .... یه فکری برای منو امثال من بکنید ... الکی میریم اونجا تلف میشیم .... نفسمون شهید میشه .... معتاد میشیم بر میگردیم .... خدایا جوانان این آب و خاک را از مقوله ی چرت و بیخوده خدمت مضخرف سربازی مصون بدار .... آمین !!! |
|
+ حک شده در
ساعت 20:52 به دست مسیح |
|
|
از قدیم الایم گفتن که : " گنده نگوز اخوی ... ماتحتت پاره میشه " ( این مبحث در مورد جمعیت نسوان هم صدق میکنه ، پس لطفا نیشاتونو ببندید )
گنده گوزی عبارت است از : خروج حجم زیادی از انواع گازهای مضر و سمی ( متان ، گاز کربنیک ، و .... ) به صورت یکهو !!!!! اما در ادبیات کوچه و بازار عبارت است از برداشتن مسولیتهایی با حجم زیاد که منجر به فشار امدن به کیسه ی گوز و خروج مایحتوی آن به صورت یکجا میشود .... نکن این کارو .... مجبورت نکردن ..... اندازه ماتحتت گاز بده بیرون ..... این جوری دیگه آسیب نمیبینی .... باور کن ... پ.ن : پس چندتا ؟؟؟ پ.ن : بیایید فردا هممون بدوییم بریم راه پیمایی ..... خیلی خوبه .... باور کن ..... بیاین ..... من دیگه از بس که هر سال اومدم اونجا قیافم تکراری شده خز شدم .... دیگه رام نمیدن ..... پس اگه یکیو دیدید چفیه پیچیده دور صورتش اون منم ..... |
|
+ حک شده در
ساعت 20:41 به دست مسیح |
|
|
هر چه کردم نتوانستم انطور که میخواهم بنویسم .... چرا که احساسم بسیار زیباتر از قلمم بود ..... احساسی زیبا در برابر وجودی گرم ...... گرمایی لطیف تر و ظریفتر از رد قلمم بر روی تن سفید و بی معنای کاغذ ..... پاکی که سفید تر از کاغذ بود و لحظه های انتظارم را معنی میکرد ..... انتظاری هر چند سخت اما شیرین .... انتظاری برای یک نگاه .... انتظاری برای بیان احساسم در جمله ای کوتاه ..... کوتاه تر از نگاهی عاشقانه اما پر معنی تر و گرمتر برای اینکه بدانیم از ان همیم ....
دوستت دارم ..... |
|
+ حک شده در
ساعت 20:17 به دست مسیح |
|
|
صفحه نخست yahoo mail آرشیو |
| توضیح |
نرو به زیر کارو بارو دلبران گران
خزان شدی سست و زرد از کران تا کران دلت چه شد ؟‘ دلت چه شد ؟ به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت |
|
RSS
|